وبــلاگ جامع جغرافیا کلاس دوم تجـــربی

دبیرستان فرزانگان قاین

الودگی دریای خزر

  عوامل آلوده کننده دریای خزر

 

عوامل گوناگوني محيط زيست حوزه درياي خزر را هدف گرفته است كه هر يك از آنها مي

 تواند به نحوي فرسايش ايجاد كند كه در نهايت امكان بهره برداري از منابع دريا از همگان

 سلب شود و يا چنين كاري را پرهزينه گرداند. برخي از اين عوامل از يكديگر ناشي و منتهي به مراحلي مي شوند كه در نهايت مي تواند با هدف ها و منافع كشورهاي واقع در اين حوزه تداخل كرده و مانع از تحقق آنها گردد. انسان ها بخش كوچكي از تاريخ جهان را بخود

 اختصاص مي دهند، اما تهديدي  عظيم و فوري نسبت به اكوسيستم خزر دارند. طبيعت مي

 تواند ازخود در برابر سطوح خاصي از آلودگي دفاع كند. اما هنگامي كه فعاليت انسان ميزان

 آلودگي را افزايش مي دهد و در عين حال مانع از فرآيندهاي پاكسازي طبيعي ميگردد فاجعه

 زيست محيطي آغاز مي شود. در آخرين ماه سال 2003، دادگاهي در قزاقستان، بزرگترين

 سرمايه گذار در صنايع نفت در آسياي مركزي و قفقاز يعني تنگيزشورون اويل را به پرداخت 71 ميليون دلار غرامت بخاطر تخريب محيط زيست در اثر انباشت ميليون ها تن سولفور در كناره خزر محكوم كرد.[5] در مورد منابع آلودگي دريايي 6 مورد مي توان برشمرد:

 

1.                  آلودگي ناشي ازمنابع مستقر در خشكي،

 

2.                   آلودگي ناشي از حفاري در دريا،

 

3.                  آلودگي ناشي از تخليه مواد زايد و سمي، تخليه زوائد اتمي كه خطرناكترين

 

 اقدام بشمار مي آيد،

4.                  آلودگي ناشي از كشتي ها،

 

5.                  آلودگي ناشي از اتمسفر،

 

6.                  حفاري و اكتشاف در بستر عميق درياها[6] 

 

منابع اصلي تهديد كننده محيط زيست درياي خزر عبارتند از:

 

1-نوسانات سطح آب دريا:

 

 سطح آب دريا در طي دوران هاي مختلف نوسان داشته است. دردوره هايي اين سطح بسيار

 پائين بوده و دردوره هايي ديگر بالا آمده است. اين فرآيند كه همواره زمانبر بوده، سبب بروز تغييرات زيست محيطي و دگرگوني در فعاليت هاي اقتصادي اين دريا شده است.

يكي از ادوار بلند كاهش سطح آب درياي خزر كه پس از دهه 1930 آغاز شد، مصادف با زماني است كه طرح هاي صنعتي و كشاورزي شوروري به اجرا در آمدند. همچنين تغيير بستر برخي از رودخانه ها، ايجاد درياچه هاي مصنوعي، سدها، آب بندها و افزايش فعاليت انسان هادر اين مناطق موجب كاهش سطح آب درياي خزر به پائين ترين ميزان (19 متر پائينتر از سطح درياهاي آزاد) تا سال 1977 شد. اما از سال 1978 برخلاف پيش بين يهاي قبلي مبني بر ادامه روند كاهش سطح آب، تا سال 2000 تراز آب دريا روند افزايش خود را آغاز كرد و بطور متوسط ساللانه 15 سانتي متر به سطح آب اضافه شد. چنين وضعي تا سال 1995 ادامه داشت و از اين سال پس روي آب خزر مشاهده شد.[7] بالا آمدن آب خسارات زيست محيطي و اقتصادي زيادي را به كشورهاي ساحلي تحميل كرد، از جمله باعث انتقال مواد آلوده كننده صنايع و توليدات نفتي در مناطق ساحلي به دريا و كاهش مواد غذايي ماهيان گرديد[8]. یکی  ديگر از مسائل مهم درياي مازندران كه به مشكل بزرگي تبديل شده نوسانات سطح آب آن است. در دوره هاي زماني متفاوت سطح آب دريا كاهش و افزايش دارد. آخرين سيكل اين تغييرات از سال1356 شمسي آغاز شده و تا كنون درياي مازندران به روند بالا آمدن آب خود ادامه داده است. قبل از اين دوره از سال 1308 تا 1356 سيكل كاهش ارتفاع آب جريان داشتكه به دليل عمق كم در سواحل شمالي و شرقي در فاصله اين دوره يك جابجايي 180 كيلومتري در خط ساحلي پديد آمد. مشكلات ناشي از آن براي اتحاد جماهير شوروي موجب گرديد تا چند اقدام براي جلوگيري از كاهش ارتفاع آب اتخاذ گردد. منحرف ساختن وانتقال آب از رودخانه هايي كه به اقيانوس منجمد شمالي مي ريزند به سمت جنوب و به مقصد درياي خزر، بستن راه ورود آب به خليج قره بغاز( اين خليج در كنار صحراي سوزان قره قوم است و بوسيله تنگه باريكي به درياي مازندران مرتبط است و ميزان تبخير در آن بسيار بالاست و سطح آن از سطح درياي خزر پايين تر است)، و بالاخره استفاد ه از پوشش مكانيكي ضد تبخير و خشكانيدن قسمتهايي از ساحل كم عمق شرقي و شمال شرقي جهت تقليل سطح تبخير براي مقابله با پيشروي آب دريا كه بيشترين خسارات را متوجه كشور ايران و جمهوري آذربايجان نموده و طي ساليان اخير بسياري واحدهاي مسكوني و اداري و تجاري و صيدگاهها را از بين برده، طرحها و نظرات مختلفي مطرح شده است. از جمله ازبكستان و قزاقستان طرح مشتركي براي احداث يك كانال 300 كيلومتري بين درياي مازندران و درياچه آرال جهت انتفال آب به آن كه برخلاف درياي مازندران آب آن كاهش شديدي حدود 40 درصد مساحت ا وليه داشته است. ظاهرا كارشناسان ايراني نيز طرح متقابلي جهت انتقال آب از يكي از نقاط ساحلي به طرف درياچه نمك يا كوير لوت يا ساير نقاط كم آب از طريق لوله هاي قطور و پمپاژ قوي و تشكيل درياچه هاي مصنوعي ارائه داده اند.

 

2-مشكلات بوم شناختي:

 

در سالهاي اخير ميزان آلودگي و افزايش سطح آب تا حد خطرناكي با يكديگر منطبق شده اند.

 تا يك دهه قبل علت اصلي آلودگي آبهاي درياي خزر فاضلاب هاي صنعتي از ساحل بودند كه بهدريا ريخته مي شدند. توسعه گسترده منابع هيدروكربور مشكلات بزرگتري را براي آينده مطرح مي سازد، بخصوص كه توليد به دروندريا منتقل شده است. آثار زيانبار زوال زيست محيطي درياي خزر را نبايد ناچيز شمرد، بخصوص كه سواحل خزر توان بالقوه غير نفتي مهمي را نيز دارد. ايران در منطقه خزر،  باو جود آنكه تنها 4 درصد از كل خاك كشور را در بر مي گيرد و هيچ گونه بهره برداري از منابع نفت و گاز واقع در اين منطقه از جمله در آبهاي آن صورت نمي گيرد، در مقابل 40 درصد از فعاليت هاي كشاورزي را به خود

 اختصاص داده است. همچنين در سراسر منطقه ساحلي، بويژه در سمت ايران و روسيه، تعداد زيادي از مردم از طريق ماهيگيري زندگي مي كنند. بعلاوه سواحل خزر باعث جذب

 گردشگراني از مناطق مختلف مي شود. اما با توجه به آلودگي شديدا در حال گسترش، مردمان كشورهاي منطقه خزر در آينده به سختي خواهند توانست از منابع متكي به دريا كه هركدام تواني بالقوه را براي رشد و توسعه ارائه مي دهند- كماكان بهره برداري كنند.

 

3-مسائل زيست شناختي:

 

از آثار مهم آلودگي آب با منشا نفت يا پساب ها، مشكلات زيست شناختي است كه براي

 موجودات زنده دريايي بوجود مي آيد. از آنجا كه نفت خام يك ماده خالص نيست و در آن انواع هيدروكربورها با تفاوت هاي فيزيكي و شيميايي مختلف وجود دارد، هنگامي كه دريا را آلوده مي سازد به اشكال گوناگون تبلور پيدا مي كند كه غالبا براي آبزيان مضر است. تعدادي از آنهاكه سبكترند، بسرعت تبخير مي شوند و هوا را آلوده مي سازند. بخشي ديگر بصورت ذرات معلق در دريا شناور باقي مي مانند كه گاهي ماهيان آنها را مي خورند و دچار مسموميت ميشوند. قسمت هايي از نفت جذب پوست آبزيان دريا مي شود و تعدادي نيز رسوب كرده و باعث آلودگي موجودات كف زي مي گردد. قسمتي نيز به شكل لايه نازكي در سطح دريا قرار گرفته از نفوذ نور خورشيد مي كاهند. بالاخره بخشي نيز بصورت توده هايي در مي آيند كه در اثر جريان آب و باد بطرف ساحل رفته و سبب آلودگي آن مي شوند.[9]

 سرازير شدن انواع پسابهاي صنعتي بويژه نفت و فراورده ها و سموم، ضمن آلوده ساختن آبدريا، حيات آبزيان را نيز به خطر انداخته است. به گزارش سازمان شيلات آذربايجان به

 گزارش سازمان شيلات جمهوري آذربايجان صيد انواع آبزيان بويژه ماهي خاويار، به شدت

 كاهش يافته و به علاوه كميته اكولوژي و محيط زيست جمهوري ياد شده اخيرا هشدار داده كه نسل آبزيان درياي مازندران در مخاطره است و نبودن نظارت دقيق صيد قاچاق را در

جمهوري هاي تازه استقلال يافته افزايش داده است. در مورد ماهيان و منابع زيستي اين دريا

 بايد افزود كه شرايط ويژه اكولوژيك و مهاجر بودن ماهيان اين دريا ايجاب ميكند يك نظام

 مديريتي و سهميه بندي استحصال ماهي انديشيده شود.

 

 ماهيان خاوياري تنها گونه آبزي كم نظير موجود در درياي خزر است كه با 100 تا 250

 

ميليون سال قدمت از عصر ژوراسيك با برخورداري از تكامل فيلوژني تا كنون در درياي

 

خزر زيست مي كند. پس از فروپاشي شوروي، مسئله صيد قاچاق انواع ماهيان خاوياري

 

درياي خزر به يكباره افزايش يافت. در جريان سفر ماهي هاي كوچك از رودخانه ولگا به

 

آبهاي سرد و عميق جنوب خزر در ميانه راه قاچاقچيان با استفاده از مواد منفجره نسبت به

 

كشتن و يا بيهوش نمودن ماهي هاي خاوياري و جمع نمودن آنها با تور هاي گسترده در

 

مناطقي از داغستان و شمال آذربايجان اقدام مي نمايند.   اكنون بيش از 90 درصد ذخاير

 

ماهيان خاوياري درياي خزر به علت صيد قاچاق نابود شده است. امروز ذخاير ارزشمند

 

ماهيان خاوياري درياي خزر بيش از هر زماني در طول چند ميليون سال زيست، با خطر

 

انقراض مواجه است[10].

 

4-فعاليت هاي نفتي و صنعتي:

 

 تاكنون مهمترين منبع آلودگي ناشي از نفت در درياي مازندران از حوزه هاي نفتي در

 

جمهوري آذربايجان بوده است. واگذاري پاره اي امتيازات جهت اكتشاف و شناسايي و

 

استخراج ئيدروكربوري در درياي مازندران خطرات ناشي از به هم خوردن اكوسيستم و

 

محيط زيست دريايي را به شدت افزايش مي دهد.

[ سه شنبه بیست و ششم آذر 1392 ] [ 15:39 ] [ فروزان مهر ]

[ ]



مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه